مدح و مناجات با امام موسی کاظم علیهالسلام
هر عاشق سرگشتهای که غرق حیرانیست آقاست مادامی که در دام تو زندانیست در سینهام جز مهر تو جاری نخواهد شد با شوقِ مدح تو لبم گرم غزل خوانیست هر کس که خرج غیر تو کردهست طبعش را قطعاً ضرر کرده، پریشان از پشیمانیست مانند "بُشر حافی" خود سر به راهم کن رو کن به این دل، این دلی که رو به ویرانیست لطفی کن امشب در به روی سائلت واكن من که خبر دارم در این خانه فراوانیست عمری نمکگیر تو میباشیم و بدبخت است هر کس کـنار سفـرۀ اولاد زهـرا نیست شیراز، قـم، مشهـد شهادت میدهـند آقا این سرزمین از لطف تو همچون گلستانیست یک پنجره فولاد باید ساخت در صحنت این ایـده از آنِ هـنرمـندان ایـرانـیست از تو نوشتن، از تو خواندن روی منبرها کار فـؤاد و دعبل و عـمان سامانیست مولا! سفارش کن مرا در نزد فرزندت رؤیای من رؤیای پیـر مرد سلمانیست بین دو راهی مـانـدهام در مرثـیه دیگر این شعر هم سردرگـم ابیات پایانیست |